RSS

بایگانی ماهانه: اکتبر 2011

همیشه باید شک کرد!

همیشه باید شک کرد، حتی در بدیهی ترین مسائل روزمره هم شک کنید. می پرسید چرا؟

تصویر زیر را ببینید:

در تمام تصاویر فوق دو مربع A و B همرنگ هستند!!! باور نمی کنید؟ ما با اضافه کردن دو خط موازی به یکی از این عکس ها شما را در باور این مطلب یاری می کنیم:

 

این تصویر در سال 1995 توسط ادوارد ادلسون پروفسور علوم بصری منتشر شد.

نکته جالب اینجاست که حتی بعد از اینکه می‌فهمیم دو مربع یک رنگ هستند باز هم باور نمی‌کنیم! مثل خیلی از باورهای سنتی یا مذهبی انسان ها. در واقع ما نمی‌بینیم، مغز ما می‌بینه و پردازش میکنه و ما حاصل پردازش رو درک می‌کنیم.

می دانیم مطلبی غلط است اما می گوییم حتماً حکمتی دارد!!!

بیشتر شک کنیم. حتی به …

Advertisements
 
4 دیدگاه

نوشته شده توسط در 30 اکتبر 2011 در فرهنگی, اجتماعی, علمی

 

برچسب‌ها: , , , ,

منشور حقوق بشر کورش بزرگ / به مناسبت ۷ آبان روز کورش بزرگ

.: ۷ آبان روز کوروش بزرگ بر ایران و ایرانی مبارک :.

همواره ما ایرانیان به کوروش افتخار کرده ایم، اما اگر او الان در بین ما بود به ایرانش و نوادگانش افتخار می کرد؟!

به مناسبت ۷ آبان(روز کوروش بزرگ) متن منشور معروف کوروش کبیر که نسخه ی اصلی آن در بریتانیا نگهداری می شود را در زیر می آوریم. ببینیم چه بودیم و چه شدیم…

منشور حقوق بشر کوروش
برگردان نوشتار منشور حقوق بشر کورش بزرگ شاه ایران شاه شاهان

۱) [آن ﻫﻨﮕﺎم ﻛﻪ……………. ﻣﺮدو]ک، ﭘﺎدﺷﺎه همه آﺳﻤﺎن‌ﻫﺎ و زﻣﻴﻦ، ﻛﺴﻲ ﻛﻪ…… ،… ﻛﻪ ﺑﺎ… ﻳﺶ ﺳﺮزﻣﻴﻦ ﻫﺎی دﺷﻤﻨﺎﻧﺶ (؟) را ﻟﮕﺪﻛﻮب می ﻛﻨﺪ
۲) […………………………………………….] ﺑﺎ داﻧﺎیی ﮔﺴﺘﺮده،… کسی ﻛﻪ ﮔﻮﺷﻪ ﻫﺎی ﺟﻬﺎن را زﻳﺮ ﻧﻈﺮ دارد،
۳) [………………………………………………………………]… ﻓﺮزﻧﺪ ارﺷﺪ او[ ] (=ﺑِﻠﺸَﺰَر)، ﻓﺮوﻣﺎﻳﻪ ای ﺑﻪ ﺳﺮوری ﺳﺮزﻣﻴﻨﺶ ﮔﻤﺎرده ﺷﺪ
۴)…[………………………………………………………………… ┐ اﻣﺎ ┌ او [ﻓﺮﻣﺎﻧﺮوایی؟ ﺳﺎ]ختگی ﺑﺮ آﻧﺎن ﻗﺮار داد،
۵) ﻧﻤﻮﻧﻪ‌ای ﺳﺎﺧﺘﮕﻲ از اﺳﮕﻴﻞ ﺳﺎ[ﺧﺖ و]………………….. ﺑﺮای (ﺷﻬﺮ) اور و دﻳﮕﺮ ﺟﺎﻳﮕﺎه ﻫﺎی ﻣﻘﺪس [ﻓﺮﺳﺘﺎد؟]
۶) آﻳﻴﻦ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺷﺎﻳﺴﺘﺔ آﻧﺎن (ﺧﺪاﻳﺎن/ﭘﺮﺳﺘﺸﮕﺎه ﻫﺎ) ﻧﺒﻮد. ﭘﻴﺸﻜﺸﻲ[ﻫﺎیی ﻧﺎﭘﺎک]……………………… ﮔﺴﺘﺎﺧﺎﻧﻪ […] ﻫﺮ روز ﻳﺎوه ﺳﺮایی ﻣﻲ ﻛﺮد و [ ]اﻫﺎ ﻧﺖ آﻣﻴﺰ ۷) (او) ﭘﻴﺸﻜﺸﻲ ﻫﺎی روزاﻧﻪ را ﺑﺎز داﺷﺖ. او در [آﻳﻴﻦ ﻫﺎ دﺳﺖ ﺑﺮد و]…………….. درون ﭘﺮﺳﺘﺸﮕﺎه ﻫﺎ ﺑﺮﻗﺮار[ﻛﺮد]. در اﻧﺪﻳﺸﻪ‌اش ﺑﻪ ﺗﺮس از ﻣﺮدوک – ﺷﺎه ﺧﺪاﻳﺎن – ﭘﺎﻳﺎن داد.
۸) ﻫﺮ روز ﺑﻪ ﺷﻬﺮش (=ﺷﻬﺮ ﻣﺮدوک) ﺑﺪی روا ﻣﻲ داﺷﺖ………………………. همه ﻣﺮدﻣﺎ[ﻧﺶ را….] (=ﻣﺮدﻣﺎن ﻣﺮدوک) را ﺑﺎ ﻳﻮغی رﻫﺎ ﻧﺸﺪنی ﺑﻪ ﻧﺎﺑﻮدی ﻛﺸﺎﻧﺪ.
۹) اﻧﻠﻴﻞِ ﺧﺪاﻳﺎن (=ﻣﺮدوک)، از ﺷﻜﻮِه اﻳﺸﺎن ﺑﺴﻴﺎر ﺧﺸﻤﮕﻴﻦ ﺷﺪ، و………………… ﻗﻠﻤﺮو آﻧﺎن. ﺧﺪاﻳﺎﻧﻲ ﻛﻪ درون آﻧﻬﺎ می زﻳﺴﺘﻨﺪ ﻣﺤﺮاب‌ﻫﺎﻳﺸﺎن را رﻫﺎ ﻛﺮدﻧﺪ،
۱۰) ﺧﺸﻤﮕﻴﻦ از اﻳﻨﻜﻪ او (=ﻧﺒﻮﻧﺌﻴﺪ) (آﻧﺎن را) (=ﺧﺪاﻳﺎن ﻏﻴﺮ ﺑﺎﺑﻠﻲ) ﺑﻪ ﺷﻮاَﻧّﻪ (=ﺑﺎﺑﻞ) وارد ﻛﺮده ﺑﻮد. [دلِ] ﻣﺮدوک ﺑﻠﻨﺪ[ﭘﺎﻳﻪ، اﻧﻠﻴﻞِ ﺧﺪاﻳﺎن] ﺑﺮﺣﻢ آﻣﺪ… (او) ﺑﺮ همه زﻳﺴﺘﮕﺎه‌ﻫﺎیی ﻛﻪ ﺟﺎﻳﮕﺎه‌ﻫﺎی ﻣﻘﺪﺳﺸﺎن وﻳﺮان ﮔﺸﺘﻪ ﺑﻮد
۱۱) و ﻣﺮدم ﺳﺮزﻣﻴﻦ ﺳﻮﻣﺮ و اَﻛﺪ ﻛﻪ ﻫﻤﭽﻮن ﻛﺎﻟﺒﺪ ﻣﺮدﮔﺎن ﺷﺪه ﺑﻮدﻧﺪ، اﻧﺪﻳﺸﻪ ﻛﺮد (و) ﺑﺮ آﻧﺎن رﺣﻢ آورد. او همه ﺳﺮزﻣﻴﻦ‌ﻫﺎ را ﺟﺴﺖ و ﺑﺮرسی ﻛﺮد،
۱۲) ﺷﺎهی دادﮔﺮ را ﺟﺴﺘﺠﻮ ﻛﺮد ﻛﻪ دﻟﺨﻮاﻫﺶ ﺑﺎﺷﺪ. او ﻛﻮرش، ﺷﺎه (ﺷﻬﺮ)اﻧﺸﺎن را ﺑﻪ دﺳﺘﺎﻧﺶ ﮔﺮﻓﺖ، و او را ﺑﻪ ﻧﺎم ﺧﻮاﻧﺪ، (و) ﺷﻬﺮﻳﺎری او ﺑﺮ ﻫﻤﮕﺎن را ﺑﻪ آوای ﺑﻠﻨﺪ اﻋﻼم ﻛﺮد.
۱۳) او (=ﻣﺮدوک) ﺳﺮزﻣﻴﻦ ﮔﻮتی (و) همه ﺳﭙﺎﻫﻴﺎن ﻣﺎدی را در ﺑﺮاﺑﺮ ﭘﺎﻫﺎی او (=ﻛﻮرش) ﺑﻪ ﻛﺮﻧﺶ درآورد و همه ﻣﺮدﻣﺎن ﺳﺮﺳﻴﺎه (=ﻋﺎمه ﻣﺮدم) را ﻛﻪ (ﻣﺮدوک) ﺑﻪ دﺳﺘﺎن او (=ﻛﻮرش) ﺳﭙﺮده ﺑﻮد،
۱۴) ﺑﻪ دادﮔﺮی و راستی ﺷﺒﺎنی ﻛﺮد. ﻣﺮدوک، ﺳﺮور ﺑﺰرگ، ﻛﻪ ﭘﺮورﻧﺪه ﻣﺮدﻣﺎﻧﺶ اﺳﺖ، ﺑﻪ ﻛﺎرﻫﺎی ﻧﻴﻚ او (=ﻛﻮرش) و دل راﺳﺘﻴﻨﺶ ﺑﻪ ﺷﺎدی ﻧﮕﺮﻳﺴﺖ
۱۵) (و) او را ﻓﺮﻣﺎن داد ﺗﺎ ﺑﺴﻮی ﺷﻬﺮش (=ﺷﻬﺮ ﻣﺮدوک،) ﺑﺎﺑﻞ، ﺑﺮود. او را واداﺷﺖ (تا) راه ﺗﻴﻨﺘﻴﺮ (=ﺑﺎﺑﻞ) را در ﭘﻴﺶ ﮔﻴﺮد، و، ﻫﻤﭽﻮن دوﺳﺖ و ﻫﻤﺮاﻫﻲ در ﻛﻨﺎرش ﮔﺎم ﺑﺮداﺷﺖ.
۱۶) ﺳﭙﺎﻫﻴﺎن ﮔﺴﺘﺮده‌اش ﻛﻪ ﺷﻤﺎرﺷﺎن ﻫﻤﭽﻮن آب یک رودﺧﺎﻧﻪ ﺷﻤﺮدنی ﻧﺒﻮد، ﭘﻮﺷﻴﺪه در ﺟﻨﮓ اﻓﺰارﻫﺎ در ﻛﻨﺎرش روان ﺑﻮدﻧﺪ.
۱۷) (ﻣﺮدوک) او را ﺑﺪون ﺟﻨﮓ و ﻧﺒﺮد ﺑﻪ درون ﺷﻮاَﻧّﻪ(=ﺑﺎﺑﻞ) وارد ﻛﺮد. او ﺷﻬﺮش، ﺑﺎﺑﻞ را از سختی رﻫﺎﻧﻴﺪ. او (= ﻣﺮدوک) ﻧﺒﻮﻧﺌﻴﺪ، ﺷﺎهی را ﻛﻪ از او نمی ﻫﺮاﺳﻴﺪ، در دﺳﺘﺶ (=دﺳﺖ ﻛﻮرش) ﻧﻬﺎد.
۱۸) همه ﻣﺮدم ﺗﻴﻨﺘﻴﺮ (=ﺑﺎﺑﻞ)، ﺗﻤﺎﻣﻲ ﺳﺮزﻣﻴﻦ‌ﻫﺎی ﺳﻮﻣﺮ و اَﻛﺪ، ﺑﺰرﮔﺎن و ﻓﺮﻣﺎﻧﺪاران در ﺑﺮاﺑﺮش ﻛﺮﻧﺶ ﻛﺮدﻧﺪ (و) ﺑﺮ ﭘﺎﻫﺎﻳﺶ ﺑﻮﺳﻪ زدﻧﺪ، از ﭘﺎدﺷﺎﻫﻲ او ﺷﺎدﻣﺎن ﮔﺸﺘﻨﺪ (و) ﭼﻬﺮه ﻫﺎﻳﺸﺎن درﺧﺸﺎن ﺷﺪ.
۱۹) (ﻣﺮدوک) ﺳﺮوری ﻛﻪ ﺑﺎ ﻳﺎری‌اش ﺑﻪ ﻣﺮدﮔﺎن زﻧﺪﮔﻲ ﺑﺨﺸﻴﺪ (و) آﻧﻜﻪ ﻫﻤﻪ را از سختی و دﺷﻮاری رﻫﺎﻧﻴﺪ، آﻧﺎن او را ﺑﻪ ﺷﺎدی ﺳﺘﺎﻳﺶ ﻛﺮدﻧﺪ و ﻧﺎﻣﺶ را ﺳﺘﻮدﻧﺪ.
۲۰) ﻣﻨﻢ ﻛﻮرش، ﺷﺎه ﺟﻬﺎن، ﺷﺎه ﺑﺰرگ، ﺷﺎه ﻧﻴﺮوﻣﻨﺪ، ﺷﺎه ﺑﺎﺑﻞ، ﺷﺎه ﺳﻮﻣﺮ و اَﻛﺪ، ﺷﺎه ﭼﻬﺎرﮔﻮشه ﺟﻬﺎن.
۲۱) ﭘﺴﺮ ﻛﻤﺒﻮﺟﻴﻪ، ﺷﺎه ﺑﺰرگ، ﺷﺎه ﺷﻬﺮ اﻧﺸﺎن، ﻧﻮه ﻛﻮرش، ﺷﺎه ﺑﺰرگ، ﺷﺎ[ه ﺷﻬﺮ] اﻧﺸﺎن، از ﻧﺴﻞ ﭼﻴﺶ ﭘﻴﺶ، ﺷﺎه ﺑﺰرگ، ﺷﺎه ﺷﻬﺮ اﻧﺸﺎن.
۲۲) دودﻣﺎن ﺟﺎوداﻧه ﭘﺎدﺷﺎهی ﻛﻪ (ﺧﺪاﻳﺎن) بل و ﻧَﺒﻮ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮواﻳﻴﺶ را دوﺳﺖ دارﻧﺪ (و) ﭘﺎدﺷﺎهی او را ﺑﺎ دلی ﺷﺎد ﻳﺎد می‌ﻛﻨﻨﺪ. آﻧﮕﺎه ﻛﻪ ﺑﺎ آشتی ﺑﻪ در[ون] ﺑﺎﺑﻞ آﻣﺪم،
۲۳) ﺟﺎﻳﮕﺎه ﺳﺮوری (ﺧﻮد) را ﺑﺎ ﺟﺸﻦ و ﺷﺎدﻣﺎنی در ﻛﺎخ ﺷﺎهی ﺑﺮﭘﺎ ﻛﺮدم. ﻣﺮدوک، ﺳﺮور ﺑﺰرگ، ﻗﻠﺐ ﮔﺸﺎده ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺑﺎﺑﻞ را دوﺳﺖ دارد، [ﻫﻤﭽﻮن ﺳﺮﻧﻮ]ﺷﺘﻢ ﺑﻪ ﻣﻦ [ﺑﺨﺸﻴﺪ] (و) ﻣﻦ ﻫﺮ روز ﺗﺮﺳﻨﺪه در پی ﻧﻴﺎﻳﺶ او ﺑﻮدم.
۲۴) ﺳﭙﺎﻫﻴﺎن ﮔﺴﺘﺮده‌ام ﺑﺎ آراﻣﺶ درون ﺑﺎﺑﻞ ﮔﺎم ﺑﺮمی داﺷﺘﻨﺪ. ﻧﮕﺬاﺷﺘﻢ ﻛﺴﻲ در همه [ﺳﻮﻣﺮ] و اَﻛﺪ ﻫﺮاس آﻓﺮﻳﻦ ﺑﺎﺷﺪ.
۲۵) در پی امنیت ┐ ﺷﻬﺮِ ┌ ﺑﺎﺑﻞ و همه ﺟﺎﻳﮕﺎه‌ﻫﺎی ﻣﻘﺪﺳﺶ ﺑﻮدم. ﺑﺮای ﻣﺮدم ﺑﺎﺑﻞ…………………. ﻛﻪ ﺑﺮ ﺧﻼف ﺧﻮا[ﺳﺖ ﺧﺪاﻳﺎن] ﻳﻮغی ﺑﺮ آﻧﺎن ﻧﻬﺎده ﺑﻮد ﻛﻪ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ‌ﺷﺎن ﻧﺒﻮد،
۲۶) خستگی‌ﻫﺎﻳﺸﺎن را ﺗﺴﻜﻴﻦ دادم (و) از ﺑﻨﺪﻫﺎ(؟) رﻫﺎﻳﺸﺎن ﻛﺮدم. ﻣﺮدوک، ﺳﺮور ﺑﺰرگ، از رﻓﺘﺎر [ﻧﻴﻚ ﻣﻦ] ﺷﺎدﻣﺎن ﮔﺸﺖ) و
۲۷) ﺑﻪ ﻣﻦ ﻛﻮرش، ﺷﺎهی ﻛﻪ از او ﻣﻲ ﺗﺮﺳﺪ و ﻛﻤﺒﻮﺟﻴﻪ ﭘﺴﺮ تنی [ام و ﺑﻪ] همه ﺳﭙﺎﻫﻴﺎﻧﻢ،
۲۸) ﺑﺮکتی ﻧﻴﻜﻮ ارزانی داﺷﺖ. ﺑﮕﺬار ﻣﺎ ﺑﺎ ﺷﺎدی در ﺑﺮاﺑﺮش ﺑﺎﺷﻴﻢ، در آراﻣﺶ. ﺑﻪ [ﻓﺮﻣﺎن] واﻻﻳﺶ، همه ﺷﺎﻫﺎنی ﻛﻪ ﺑﺮ ﺗﺨﺖ ﻧﺸﺴﺘﻪ‌اﻧﺪ،
۲۹) از ﻫﺮ ﮔﻮشه (ﺟﻬﺎن)، از درﻳﺎی ﺑﺎﻻ ﺗﺎ درﻳﺎی ﭘﺎﻳﻴﻦ، آﻧﺎﻧﻜﻪ در ﺳﺮزﻣﻴﻦ‌ﻫﺎی دور دﺳﺖ ﻣﻲ زﻳﻨﺪ،(و) همه ﺷﺎﻫﺎن ﺳﺮزﻣﻴﻦ اَﻣﻮرو ﻛﻪ در ﭼﺎدرﻫﺎ زﻧﺪگی می‌ﻛﻨﻨﺪ، همه آﻧﺎن،
۳۰) ﺑﺎج ﺳﻨﮕﻴﻨﺸﺎن را ﺑﻪ ﺷﻮاَﻧّﻪ (ﺑﺎﺑﻞ) آوردﻧﺪ و ﺑﺮ ﭘﺎﻫﺎﻳﻢ ﺑﻮﺳﻪ زدﻧﺪ. از [ﺷﻮاَﻧّﻪ=ﺑﺎﺑﻞ] ﺗﺎ ﺷﻬﺮ آﺷﻮر و ﺷﻮش،
۳۱) اَﻛﺪ، ﺳﺮزﻣﻴﻦ اﺷﻨﻮﻧﻪ، زمپن، ﺷﻬﺮ ﻣﺘﻮرﻧﻮ، در، ﺗﺎ ﻣﺮز ﮔﻮتی، ﺟﺎ[ﻳﮕﺎه ﻫﺎی ﻣﻘﺪس آﻧﺴﻮ]ی دﺟﻠﻪ ﻛﻪ از دﻳﺮﺑﺎز ﻣﺤﺮاب‌ﻫﺎﻳﺸﺎن وﻳﺮان ﺷﺪه ﺑﻮد،
۳۲) ﺧﺪاﻳﺎنی را ﻛﻪ درون آﻧﻬﺎ ﺳﺎﻛﻦ ﺑﻮدﻧﺪ، ﺑﻪ ﺟﺎﻳﮕﺎه ﻫﺎﻳﺸﺎن ﺑﺎزﮔﺮداﻧﺪم و (آﻧﺎن را) در ﺟﺎﻳﮕﺎه اﺑﺪی ﺧﻮدﺷﺎن ﻧﻬﺎدم. همه ﻣﺮدﻣﺎنِ آﻧﺎن (=آن ﺧﺪاﻳﺎن) را ﮔﺮد آوردم و ﺑﻪ ﺳﻜﻮﻧﺘﮕﺎه‌ﻫﺎﻳﺸﺎن ﺑﺎزﮔﺮداﻧﺪم و
۳۳) ﺧﺪاﻳﺎنِ ﺳﺮزﻣﻴﻦ ﺳﻮﻣﺮ و اَﻛﺪ را ﻛﻪ ﻧﺒﻮﻧﺌﻴﺪ – در ﻣﻴﺎن ﺧﺸﻢ ﺳﺮور ﺧﺪاﻳﺎن – ﺑﻪ ﺷﻮاَﻧّﻪ(=ﺑﺎﺑﻞ) آورده ﺑﻮد، ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎن ﻣﺮدوک، ﺳﺮور ﺑﺰرگ، ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺖ
۳۴) ﺑﻪ ﺟﺎﻳﮕﺎﻫﺸﺎن ﺑﺎزﮔﺮداﻧﺪم، ﺟﺎﻳﮕﺎهی ﻛﻪ دﻟﺸﺎدﺷﺎن می ﺳﺎزد. ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎ ﺧﺪاﻳﺎنی ﻛﻪ ﺑﻪ درون ﻧﻴﺎﻳﺸﮕﺎه‌ﻫﺎﻳﺸﺎن ﺑﺎزﮔﺮداﻧﺪم،
۳۵) هر روز در ﺑﺮاﺑﺮ ﺑِﻞ و ﻧَﺒﻮ، روزﮔﺎری دراز (=ﻋﻤﺮی ﻃﻮﻻﻧﻲ) ﺑﺮاﻳﻢ ﺧﻮاﺳﺘﺎر ﺷﻮﻧﺪ (و) ﻛﺎرﻫﺎی ﻧﻴﻜﻢ را ﻳﺎدآور ﺷﻮﻧﺪ و ﺑﻪ ﻣﺮدوک، ﺳﺮورم ﭼﻨﻴﻦ ﺑﮕﻮﻳﻨﺪ ﻛﻪ “ﻛﻮرش، ﺷﺎهی ﻛﻪ از ﺗﻮ می‌ﺗﺮﺳﺪ و ﻛﻤﺒﻮجیه ﭘﺴﺮش
۳۶)… ﺑﮕﺬار آﻧﺎن ﺳﻬﻤﻴﻪ رﺳﺎنِ ﻧﻴﺎﻳﺸﮕﺎه‌ﻫﺎﻳﻤﺎن ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺗﺎ روزﮔﺎران دراز (؟)…و ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﻣﺮدﻣﺎن ﺑﺎﺑﻞ [ﺷﺎهی] ┐او را┌ ﺑﺴﺘﺎﻳﻨﺪ ”. ﻣﻦ همه ﺳﺮزﻣﻴﻦ‌ﻫﺎ را در ﺻﻠﺢ ﻗﺮار دادم.
۳۷)…………………. [غا]ز، دو ﻣﺮﻏﺎﺑﻲ، ده ﻛﺒﻮﺗﺮ، ﺑﻴﺸﺘﺮ از [ﭘﻴﺸﻜﺸﻲ ﭘﻴﺸﻴﻦِ] ﻏﺎز و ﻣﺮﻏﺎﺑﻲ و ﻛﺒﻮﺗﺮی ﻛﻪ…….
۳۸)… [روزا]ﻧﻪ اﻓﺰودم………………. در پی اﺳﺘﻮار ﻛﺮدن ﺑﺎروی دﻳﻮار اﻳﻤﮕﻮر -اﻧﻠﻴﻞ، دﻳﻮار ﺑﺰرگ ﺑﺎﺑﻞ ﺑﺮآﻣﺪم
۳۹)… دﻳﻮاری از آﺟﺮ ﭘﺨﺘﻪ، ﺑﺮ ﻛﻨﺎره ﺧﻨﺪقی ﻛﻪ ﺷﺎه ﭘﻴﺸﻴﻦ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮد، ولی ﺳﺎﺧﺘﺶ را ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺎن [ﻧﺒﺮده ﺑﻮد]… ﻛﺎر آن را [ﻣﻦ… ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺎن ﺑﺮدم.]
۴۰)… [ﻛﻪ ﺷﻬﺮ را از ﺑﻴﺮون در ﺑﺮ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮد]، ﻛﻪ ﻫﻴﭻ ﺷﺎﻫﻲ ﭘﻴﺶ از ﻣﻦ (ﺑﺎ) ﻛﺎرﮔﺮانِ ﺑﻪ ﺑﻴﮕﺎری [ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه ﺳﺮزﻣﻴﻨﺶ در] ﺷﻮاَﻧّﻪ (=ﺑﺎﺑﻞ) ﻧﺴﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮد.
۴۱)… (آن را) [ﺑﺎ ﻗﻴﺮ] و آﺟﺮ ﭘﺨﺘﻪ از ﻧﻮ ﺑﺮﭘﺎ ﻛﺮدم و [ﺳﺎﺧﺘﺶ را ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺎن رﺳﺎﻧﺪم ].
۴۲)… [دروازه ﻫﺎی ﺑﺰرگ از ﭼﻮب ﺳﺪر] ﺑﺎ روﻛﺶ ﻣﻔﺮﻏﻴﻦ. ﻣﻦ همه آن درﻫﺎ را ﺑﺎ آﺳﺘﺎﻧﻪ [ﻫﺎ و ﻗﻄﻌﺎت ﻣﺴﻲ] ﻛﺎرﮔﺬاردم.
۴۳)… [… ﻛﺘﻴﺒﻪ ای از] آﺷﻮرﺑﺎﻧﻴﭙﺎل، ﺷﺎهی ﭘﻴﺶ از ﻣﻦ، [(روی آن) ﻧﻮ]ﺷﺘﻪ ﺷﺪه ﺑﻮد، [درون آن دﻳﺪ]م.
۴۴) […………] او… ﻣﺮدوک، ﺳﺮور ﺑﺰرگ، آﻓﺮﻳﻨﻨﺪه(؟)[…………………………………………………..]
۴۵) […………………………………..]… ﻣﻦ… ﻫﻤﭽﻮن ﻫﺪﻳﻪ‌ای [ﭘﻴﺸﻜﺶ ﻛﺮدم]……. [(ﺑﺮای) ﺧﺸﻨﻮدی‌ات ﺗﺎ ﺑﻪ ﺟﺎ]ودان.

منبع: ویکی نبشته

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 28 اکتبر 2011 در فرهنگی, اجتماعی

 

برچسب‌ها: , , , , , ,

شایعه ای که تکذیب شد

دکتر شهرام فاضلی، خبر جراحی نرگس و دوستانش را تکذیب کرد!

متن تکذیبیه:

به تازگی اخباری در اینترنت منتشر شده است مبنی بر اینکه اینجانب مسئولیت جراحی پلاستیک نرگس و دوستانش که در آتش سوزی 5 سال پیش روستای درودزن مرودشت که به طرز کاملاً دلخراشی سوخته بودند را به عهده گرفته ام، اما شخصا در اینجا اعلام میدارم که این اخبار جنبه شایعه داشته و بنده از آن بی خبرم./
باعث خرسندی من بود اگر در این امر خیر مشارکتی داشته باشم اما به دلیل مسئولیت بالایی که در قبال جان این افراد و دشواری این جراحی پیش روی نه فقط من بلکه هر جراح پلاستیک دیگری می باشد این خبر را تکذیب مینمایم.
امیدوارم به زودی از منبعی که این شایعه را منتشر ساخته و باعث بازی با احساسات عمومی و لطمه به اعتبار حرفه ای بنده شده آگاهی پیدا کرده و از مجاری قانونی آن را پیگیری خواهم نمود.

تصویر تکذیبیه ی دکتر شهرام فاضلی روی وبسایت رسمی وی

تصویر تکذیبیه ی دکتر شهرام فاضلی روی وبسایت رسمی وی

وبسایت دکتر شهرام فاضلی: www.dr-fazeli.com

پس از انتشار آهنگ از چی بگم از یاس که در آن ادر مورد نرگس و ودوستانش که در یک سانحه ی آتش سوزی دچار سوختگی شدید شدند خبری به سرعت نور از مردم شایعه پرور ایران در اینترنت انتشار یافت که دکتر شهرام فاضلی مسئولیت عمل خطیر جراحی پلاستیک این عزیزان را به عهده گرفته است و برای اولین بار در جهان این عمل را انجام خواهد داد. اما به ساعاتی نکشید که دکتر شهرام فاضلی در وبسایت شخصی خود این خبر را با تکذیبیه ای که مشاهده کردید تکذیب کرد…

به راستی از این شایعات چه سودی می برند؟

به قیمت بازی با احساسات نرگس و دوستانش و خانواده های نگران آنها؟!!!

ویدئوی آهنگ از چی بگم از یاس

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 27 اکتبر 2011 در اجتماعی

 

برچسب‌ها: , , , , , , ,

احمدی‌نژاد: در ۲۵سال گذشته هیچ یک از روسای جمهور ایران با قذافی دیدار نداشته!

احمدی‌نژاد: در ۲۵سال گذشته هیچ یک از روسای جمهور  ایران با قذافی دیدار نداشته!

نگارنده 3 حدس در مورد این اظهار نظرجناب آقای دکتر احمدی نژاد می زند:

1. عزیز دلبندمان آلزایمر دارد…

2. عزیز دلبندمان خودش را جدی نگرفته یا دور از جان آدم حساب نکرده…

3. عزیز دلبندمان هم مثل ما خودش را رئیس جمهور قانونی ایران نمی داند…

در تمامی موارد بالا عزیز دلبندمان به دلیل عدم کفایت(سیاسی، جسمی، عقلی، روانی و …) سریعاً باید از سمت خود برکنار شود!!!

این هم شاهدمان:

https://i0.wp.com/www.ettelaat.net/bild_11_oktober/aks_rooz_h_g_m_e_l_11_10_22_1.jpg

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 25 اکتبر 2011 در سیاسی

 

برچسب‌ها: , , , , ,

محل دفن قذافی مشخص شد…

محل دفن معمرقذافی مشخص شد…

محل دفن قذافی

 
۱ دیدگاه

نوشته شده توسط در 22 اکتبر 2011 در سیاسی

 

برچسب‌ها: , ,

سرنوشت استیلی همچون قذافی!!!

کاش حمید استیلی از سرنوشت قذافی عبرت بگیره،

و نذاره کار به اونجاها بکشه…

https://i0.wp.com/www.asriran.com/files/fa/news/1390/7/28/193950_197.jpg
 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 21 اکتبر 2011 در ورزشی

 

برچسب‌ها: , , ,