RSS

آرم جدید بانک صادرات…!

Advertisements
 
5 دیدگاه

نوشته شده توسط در 10 نوامبر 2011 در اقتصادی, طنز

 

برچسب‌ها: , , , ,

درخشش تیم پرورش اندام ایران در مسابقات جهانی در سکوت خبری

تیم پرورش اندام ایران در مسابقات قهرمانی جهان ifbb در بمبئی(هند) به مقام سوم دست یافت.

فدراسيون بدنسازي و پرورش اندام ايران، از دو سال و نيم پيش يعني ماه مارس ۲۰۰۹ در پي رسوايي دبير كل فاسد آسيا كه منجر به انحلال تشكيلات ABBF گرديد بجاي اينكه زير نظر فدراسيون جهاني IFBB ادامه فعاليت دهد، جانب پاول چوا دبير كل معزول را گرفت و اين بي تدبيري محض موجب تعليق ايران شد!

تیم ایران با تشکیل انجمن «بدن سازی و قوی ترین مردان ایران» و با هزینه شخصی به این مسابقات فرستاده شده بود!

سرپرست: خانم فتح الهی

مربیان: نوید سولان و محمود سولان

نتایج:

احمد پايدار در ۸۰ كيلو مدال طلا
مهدي حاتمي در ۹۰ كيلو مدال نقره
شهروز مهربان در ۹۰ كيلو مدال برنز
حسن رهنمائيان در سنگين وزن مدال برنز
محمد رضا يوسفي خواه در ۷۵ كيتو پنجم
وحيد رفتار همداني در ۷۰ كيلو ششم

* در 100 کیلو حمیدرضا کشانی از تیم جمهوری آذربایجان(!) دوم شد
* در +100 کیلوگرم احمد علیوردی از تیم جمهوری آذربایجان(!) چهارم شد

نتایج تیمی:
1. مصر
2. هند
3. ایران

در صورتی که احمد علیوردی و حمید کشانی از تیم خودمان شرکت میکردند تیم ایران در مجموع امتیازات قهرمان جهان میشد!!!

عکس مسابقات:

مهدی حاتمی و محمد مهربان

مهدی حاتمی و محمد مهربان

حسن رهنماییان

حسن رهنماییان

حمیدرضا کشانی

حمیدرضا کشانی

احمد پایدار

احمد پایدار

دست مریزاد…

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 9 نوامبر 2011 در ورزشی

 

برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , , , ,

در روز عید قربان مردم اصفهان و شهرشان برای قربانی شدن آماده شدند…!

در آداب و سنن ما قبل از قربانی کردن حیوان به آن آب می دهند…

همزمان با عید قربان در میان شادی و پایکوبی اصفهانی ها آب به زنــــــده رود برگشت. خون به شاهرگ اصفهان برگشت و دوباره نبض این شهر می زند، اما فقط برای 35 روز و در حد یک شوک کوتاه. آری اصفهان و اصفهانی را دارند قربان می کنند، برای همین به آن آب دادند…
مردمی که باید همیشه زنده رود را کنار خود حس کنند الان برای زندگی موقت رودشان شادی می کنند. دیدن عکس ها و فیلم های شادی و پایکوبی این شهر برای زندگی موقت شهرشان خالی از لطف نیست…

لحظه رسیدن آب به سی و سه پل

لحظه رسیدن آب به سی و سه پل

همراهی مردم با جریان آب

همراهی مردم با جریان آب

راستی یادم رفت بگویم گویا قرار است در مدت این 35 روز حضرت امام آیت الله خامنه ای از این شهر دیدار کنند. گرچه نکته ی مهمی نبود…!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 8 نوامبر 2011 در اجتماعی, سیاسی

 

برچسب‌ها: , , , ,

جانوران به دادستان آران و بیدگل شکایت کردند!

ارتباط دادستان آران و بیدگل با جانوران!

گردشگرانی که این روز ها به سمت کویر مرنجاب می روند با ممانعت ماموران برای بازدید از این منطقه مواجه می شوند. کویر مرنجاب از منحصر به فردترین اکوسیستم ها در تمام دنیا است.
به گفته ی ماموران حضور گردشگران در کویر مرنجاب به دستور دادستان شهرستان آران و بیدگل انجام می شود.

موقعیت جغرافیایی مرنجاب

موقعیت جغرافیایی مرنجاب

و اما گفته های دادستان… به گفته‌ی دادستان، «بسته شدن جاده‌ی کویر مرنجاب به‌ خاطر رفتارهای ناهنجار و برخی معضلات اجتماعی افراد گردشگرنما در روز شهادت امام جواد (ع) رخ داده است، او تأکید کرد که فیلم این واقعه را دارد. دادستان آران و بیدگل گفت که مردم محلی خواسته‌اند، از ورود گردشگران و مسافران به مرنجاب جلوگیری شود، وگرنه خودشان با آن‌ها برخورد می‌کنند و دادستان هم صلاح را در مسدود کردن جاده‌ی کویر مرنجاب دیده است.»

این منطقه حدوداً تا شعاع 70 کیلومتری خالی از سکنه است. تنها سکنه ی آن حیوانات هستند! پوشش جانوری منطقه به دلیل وجود آب و غذای فراوان بسیار غنی است. از جمله حیوانات موجود می‌توان به گرگ، شغال، کفتار، روباه شنی، گربه شنی، بزمجه، آفتاب‌پرست، انواع مارمولک، مار، عقرب، تیهو، عقاب، شاهین اشاره کرد. در سال اخیر یک جفت پلنگ نیز در منطقه مرنجاب مشاهده شده‌است.
گویا حیوانات با دادستان آران و بیدگل شکایت برده اند و اگر خودشان با گردشگران برخورد کنند بسیار خطرناک و کشنده خواهد بود. ضمناً ارتباط آقای دادستان با جانوران هم در نوع خود منحصر به فرد است!

جا دارد همین جا از دادستان آران و بیدگل تشکر کنیم که به فکر گردشگران بوده است…!

 

دریاچه نمک

دریاچه نمک

کویر مرنجاب

کویر مرنجاب

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 6 نوامبر 2011 در فرهنگی, اجتماعی, علمی

 

برچسب‌ها: , , , , , ,

باسن نصرتی و رضایی را دیدیم اما ماتحت خودمان را نمی بینیم!

یک مساله کوچک در زمین فوتبال را آنقدر کش دادیم که رفت توی اخبار CNN و ABC و NBC و FOX NEWS و GUARDIAN و MARCA و AC و BBC و …

یادمان رفت نصرتی همان کسی بود که با ضربه ی سرش به بحرین به جام جهانی رفتیم، بحرینی که بعد از حذف ایران از مقدماتی مسابقات جام جهانی قبل با پرچم عربستان دور افتخار زد جلوی چشمانمان!

نصرتی همان کسی بود که در روز های التهاب بعد از انتخابات 88 با مچ بند سبز در بازی تیم ملی بازی کرد و به ملت ایران دلگرمی برای مبارزه داد!

دست شیث رضایی و محمد نصرتی را روی باسن یکدیگر دیدیم اما خیلی چیز ها را ندیدیم و نمی بینیم:

1. اختلاس های هزاران میلیاردی که آقا گفت کش ندهید و کش ندادیم…!

2. زندانیان سیاسی اوین و دیگر زندان ها که به خاطر ما و آزادی ما در اسیر نظام اند…!

3. شلاق خوردن دانشجوی مملکت و هزاران دانشجوی ستاره دار دیگر…!

4. ندا و هراب و دیگر کشته های راه آزادی…!

5. تحریم های بین المللی که رییس جمهورمان(!) گفت روی زندگی مردم تاثیری نگذاشته…!

6. انزوای کشورمان در جامعه بین المللی…!

7. اعدام های بی سابقه در هیچ کجای دنیا…!

8. تاراج سرمایه های ملی و تاریخی ایران…!

9. و… و… و…

این ها را نظام حاکم در ماتحت ما کرده و ما نمی بینیم و کش نمی دهیم!

اوج اعتراضمان به این اتفاقات شاید فقط تعویض عکس پروفایل فیسبوک و دیگر شبکه های اجتماعی باشد و نه بیشتر…!!!!!!

* ببخشید اگر بی ادبی صورت گرفته در متن!

 
3 دیدگاه

نوشته شده توسط در 3 نوامبر 2011 در فرهنگی, ورزشی, سیاسی

 

برچسب‌ها: , , , , , , ,

همیشه باید شک کرد!

همیشه باید شک کرد، حتی در بدیهی ترین مسائل روزمره هم شک کنید. می پرسید چرا؟

تصویر زیر را ببینید:

در تمام تصاویر فوق دو مربع A و B همرنگ هستند!!! باور نمی کنید؟ ما با اضافه کردن دو خط موازی به یکی از این عکس ها شما را در باور این مطلب یاری می کنیم:

 

این تصویر در سال 1995 توسط ادوارد ادلسون پروفسور علوم بصری منتشر شد.

نکته جالب اینجاست که حتی بعد از اینکه می‌فهمیم دو مربع یک رنگ هستند باز هم باور نمی‌کنیم! مثل خیلی از باورهای سنتی یا مذهبی انسان ها. در واقع ما نمی‌بینیم، مغز ما می‌بینه و پردازش میکنه و ما حاصل پردازش رو درک می‌کنیم.

می دانیم مطلبی غلط است اما می گوییم حتماً حکمتی دارد!!!

بیشتر شک کنیم. حتی به …

 
4 دیدگاه

نوشته شده توسط در 30 اکتبر 2011 در فرهنگی, اجتماعی, علمی

 

برچسب‌ها: , , , ,

منشور حقوق بشر کورش بزرگ / به مناسبت ۷ آبان روز کورش بزرگ

.: ۷ آبان روز کوروش بزرگ بر ایران و ایرانی مبارک :.

همواره ما ایرانیان به کوروش افتخار کرده ایم، اما اگر او الان در بین ما بود به ایرانش و نوادگانش افتخار می کرد؟!

به مناسبت ۷ آبان(روز کوروش بزرگ) متن منشور معروف کوروش کبیر که نسخه ی اصلی آن در بریتانیا نگهداری می شود را در زیر می آوریم. ببینیم چه بودیم و چه شدیم…

منشور حقوق بشر کوروش
برگردان نوشتار منشور حقوق بشر کورش بزرگ شاه ایران شاه شاهان

۱) [آن ﻫﻨﮕﺎم ﻛﻪ……………. ﻣﺮدو]ک، ﭘﺎدﺷﺎه همه آﺳﻤﺎن‌ﻫﺎ و زﻣﻴﻦ، ﻛﺴﻲ ﻛﻪ…… ،… ﻛﻪ ﺑﺎ… ﻳﺶ ﺳﺮزﻣﻴﻦ ﻫﺎی دﺷﻤﻨﺎﻧﺶ (؟) را ﻟﮕﺪﻛﻮب می ﻛﻨﺪ
۲) […………………………………………….] ﺑﺎ داﻧﺎیی ﮔﺴﺘﺮده،… کسی ﻛﻪ ﮔﻮﺷﻪ ﻫﺎی ﺟﻬﺎن را زﻳﺮ ﻧﻈﺮ دارد،
۳) [………………………………………………………………]… ﻓﺮزﻧﺪ ارﺷﺪ او[ ] (=ﺑِﻠﺸَﺰَر)، ﻓﺮوﻣﺎﻳﻪ ای ﺑﻪ ﺳﺮوری ﺳﺮزﻣﻴﻨﺶ ﮔﻤﺎرده ﺷﺪ
۴)…[………………………………………………………………… ┐ اﻣﺎ ┌ او [ﻓﺮﻣﺎﻧﺮوایی؟ ﺳﺎ]ختگی ﺑﺮ آﻧﺎن ﻗﺮار داد،
۵) ﻧﻤﻮﻧﻪ‌ای ﺳﺎﺧﺘﮕﻲ از اﺳﮕﻴﻞ ﺳﺎ[ﺧﺖ و]………………….. ﺑﺮای (ﺷﻬﺮ) اور و دﻳﮕﺮ ﺟﺎﻳﮕﺎه ﻫﺎی ﻣﻘﺪس [ﻓﺮﺳﺘﺎد؟]
۶) آﻳﻴﻦ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺷﺎﻳﺴﺘﺔ آﻧﺎن (ﺧﺪاﻳﺎن/ﭘﺮﺳﺘﺸﮕﺎه ﻫﺎ) ﻧﺒﻮد. ﭘﻴﺸﻜﺸﻲ[ﻫﺎیی ﻧﺎﭘﺎک]……………………… ﮔﺴﺘﺎﺧﺎﻧﻪ […] ﻫﺮ روز ﻳﺎوه ﺳﺮایی ﻣﻲ ﻛﺮد و [ ]اﻫﺎ ﻧﺖ آﻣﻴﺰ ۷) (او) ﭘﻴﺸﻜﺸﻲ ﻫﺎی روزاﻧﻪ را ﺑﺎز داﺷﺖ. او در [آﻳﻴﻦ ﻫﺎ دﺳﺖ ﺑﺮد و]…………….. درون ﭘﺮﺳﺘﺸﮕﺎه ﻫﺎ ﺑﺮﻗﺮار[ﻛﺮد]. در اﻧﺪﻳﺸﻪ‌اش ﺑﻪ ﺗﺮس از ﻣﺮدوک – ﺷﺎه ﺧﺪاﻳﺎن – ﭘﺎﻳﺎن داد.
۸) ﻫﺮ روز ﺑﻪ ﺷﻬﺮش (=ﺷﻬﺮ ﻣﺮدوک) ﺑﺪی روا ﻣﻲ داﺷﺖ………………………. همه ﻣﺮدﻣﺎ[ﻧﺶ را….] (=ﻣﺮدﻣﺎن ﻣﺮدوک) را ﺑﺎ ﻳﻮغی رﻫﺎ ﻧﺸﺪنی ﺑﻪ ﻧﺎﺑﻮدی ﻛﺸﺎﻧﺪ.
۹) اﻧﻠﻴﻞِ ﺧﺪاﻳﺎن (=ﻣﺮدوک)، از ﺷﻜﻮِه اﻳﺸﺎن ﺑﺴﻴﺎر ﺧﺸﻤﮕﻴﻦ ﺷﺪ، و………………… ﻗﻠﻤﺮو آﻧﺎن. ﺧﺪاﻳﺎﻧﻲ ﻛﻪ درون آﻧﻬﺎ می زﻳﺴﺘﻨﺪ ﻣﺤﺮاب‌ﻫﺎﻳﺸﺎن را رﻫﺎ ﻛﺮدﻧﺪ،
۱۰) ﺧﺸﻤﮕﻴﻦ از اﻳﻨﻜﻪ او (=ﻧﺒﻮﻧﺌﻴﺪ) (آﻧﺎن را) (=ﺧﺪاﻳﺎن ﻏﻴﺮ ﺑﺎﺑﻠﻲ) ﺑﻪ ﺷﻮاَﻧّﻪ (=ﺑﺎﺑﻞ) وارد ﻛﺮده ﺑﻮد. [دلِ] ﻣﺮدوک ﺑﻠﻨﺪ[ﭘﺎﻳﻪ، اﻧﻠﻴﻞِ ﺧﺪاﻳﺎن] ﺑﺮﺣﻢ آﻣﺪ… (او) ﺑﺮ همه زﻳﺴﺘﮕﺎه‌ﻫﺎیی ﻛﻪ ﺟﺎﻳﮕﺎه‌ﻫﺎی ﻣﻘﺪﺳﺸﺎن وﻳﺮان ﮔﺸﺘﻪ ﺑﻮد
۱۱) و ﻣﺮدم ﺳﺮزﻣﻴﻦ ﺳﻮﻣﺮ و اَﻛﺪ ﻛﻪ ﻫﻤﭽﻮن ﻛﺎﻟﺒﺪ ﻣﺮدﮔﺎن ﺷﺪه ﺑﻮدﻧﺪ، اﻧﺪﻳﺸﻪ ﻛﺮد (و) ﺑﺮ آﻧﺎن رﺣﻢ آورد. او همه ﺳﺮزﻣﻴﻦ‌ﻫﺎ را ﺟﺴﺖ و ﺑﺮرسی ﻛﺮد،
۱۲) ﺷﺎهی دادﮔﺮ را ﺟﺴﺘﺠﻮ ﻛﺮد ﻛﻪ دﻟﺨﻮاﻫﺶ ﺑﺎﺷﺪ. او ﻛﻮرش، ﺷﺎه (ﺷﻬﺮ)اﻧﺸﺎن را ﺑﻪ دﺳﺘﺎﻧﺶ ﮔﺮﻓﺖ، و او را ﺑﻪ ﻧﺎم ﺧﻮاﻧﺪ، (و) ﺷﻬﺮﻳﺎری او ﺑﺮ ﻫﻤﮕﺎن را ﺑﻪ آوای ﺑﻠﻨﺪ اﻋﻼم ﻛﺮد.
۱۳) او (=ﻣﺮدوک) ﺳﺮزﻣﻴﻦ ﮔﻮتی (و) همه ﺳﭙﺎﻫﻴﺎن ﻣﺎدی را در ﺑﺮاﺑﺮ ﭘﺎﻫﺎی او (=ﻛﻮرش) ﺑﻪ ﻛﺮﻧﺶ درآورد و همه ﻣﺮدﻣﺎن ﺳﺮﺳﻴﺎه (=ﻋﺎمه ﻣﺮدم) را ﻛﻪ (ﻣﺮدوک) ﺑﻪ دﺳﺘﺎن او (=ﻛﻮرش) ﺳﭙﺮده ﺑﻮد،
۱۴) ﺑﻪ دادﮔﺮی و راستی ﺷﺒﺎنی ﻛﺮد. ﻣﺮدوک، ﺳﺮور ﺑﺰرگ، ﻛﻪ ﭘﺮورﻧﺪه ﻣﺮدﻣﺎﻧﺶ اﺳﺖ، ﺑﻪ ﻛﺎرﻫﺎی ﻧﻴﻚ او (=ﻛﻮرش) و دل راﺳﺘﻴﻨﺶ ﺑﻪ ﺷﺎدی ﻧﮕﺮﻳﺴﺖ
۱۵) (و) او را ﻓﺮﻣﺎن داد ﺗﺎ ﺑﺴﻮی ﺷﻬﺮش (=ﺷﻬﺮ ﻣﺮدوک،) ﺑﺎﺑﻞ، ﺑﺮود. او را واداﺷﺖ (تا) راه ﺗﻴﻨﺘﻴﺮ (=ﺑﺎﺑﻞ) را در ﭘﻴﺶ ﮔﻴﺮد، و، ﻫﻤﭽﻮن دوﺳﺖ و ﻫﻤﺮاﻫﻲ در ﻛﻨﺎرش ﮔﺎم ﺑﺮداﺷﺖ.
۱۶) ﺳﭙﺎﻫﻴﺎن ﮔﺴﺘﺮده‌اش ﻛﻪ ﺷﻤﺎرﺷﺎن ﻫﻤﭽﻮن آب یک رودﺧﺎﻧﻪ ﺷﻤﺮدنی ﻧﺒﻮد، ﭘﻮﺷﻴﺪه در ﺟﻨﮓ اﻓﺰارﻫﺎ در ﻛﻨﺎرش روان ﺑﻮدﻧﺪ.
۱۷) (ﻣﺮدوک) او را ﺑﺪون ﺟﻨﮓ و ﻧﺒﺮد ﺑﻪ درون ﺷﻮاَﻧّﻪ(=ﺑﺎﺑﻞ) وارد ﻛﺮد. او ﺷﻬﺮش، ﺑﺎﺑﻞ را از سختی رﻫﺎﻧﻴﺪ. او (= ﻣﺮدوک) ﻧﺒﻮﻧﺌﻴﺪ، ﺷﺎهی را ﻛﻪ از او نمی ﻫﺮاﺳﻴﺪ، در دﺳﺘﺶ (=دﺳﺖ ﻛﻮرش) ﻧﻬﺎد.
۱۸) همه ﻣﺮدم ﺗﻴﻨﺘﻴﺮ (=ﺑﺎﺑﻞ)، ﺗﻤﺎﻣﻲ ﺳﺮزﻣﻴﻦ‌ﻫﺎی ﺳﻮﻣﺮ و اَﻛﺪ، ﺑﺰرﮔﺎن و ﻓﺮﻣﺎﻧﺪاران در ﺑﺮاﺑﺮش ﻛﺮﻧﺶ ﻛﺮدﻧﺪ (و) ﺑﺮ ﭘﺎﻫﺎﻳﺶ ﺑﻮﺳﻪ زدﻧﺪ، از ﭘﺎدﺷﺎﻫﻲ او ﺷﺎدﻣﺎن ﮔﺸﺘﻨﺪ (و) ﭼﻬﺮه ﻫﺎﻳﺸﺎن درﺧﺸﺎن ﺷﺪ.
۱۹) (ﻣﺮدوک) ﺳﺮوری ﻛﻪ ﺑﺎ ﻳﺎری‌اش ﺑﻪ ﻣﺮدﮔﺎن زﻧﺪﮔﻲ ﺑﺨﺸﻴﺪ (و) آﻧﻜﻪ ﻫﻤﻪ را از سختی و دﺷﻮاری رﻫﺎﻧﻴﺪ، آﻧﺎن او را ﺑﻪ ﺷﺎدی ﺳﺘﺎﻳﺶ ﻛﺮدﻧﺪ و ﻧﺎﻣﺶ را ﺳﺘﻮدﻧﺪ.
۲۰) ﻣﻨﻢ ﻛﻮرش، ﺷﺎه ﺟﻬﺎن، ﺷﺎه ﺑﺰرگ، ﺷﺎه ﻧﻴﺮوﻣﻨﺪ، ﺷﺎه ﺑﺎﺑﻞ، ﺷﺎه ﺳﻮﻣﺮ و اَﻛﺪ، ﺷﺎه ﭼﻬﺎرﮔﻮشه ﺟﻬﺎن.
۲۱) ﭘﺴﺮ ﻛﻤﺒﻮﺟﻴﻪ، ﺷﺎه ﺑﺰرگ، ﺷﺎه ﺷﻬﺮ اﻧﺸﺎن، ﻧﻮه ﻛﻮرش، ﺷﺎه ﺑﺰرگ، ﺷﺎ[ه ﺷﻬﺮ] اﻧﺸﺎن، از ﻧﺴﻞ ﭼﻴﺶ ﭘﻴﺶ، ﺷﺎه ﺑﺰرگ، ﺷﺎه ﺷﻬﺮ اﻧﺸﺎن.
۲۲) دودﻣﺎن ﺟﺎوداﻧه ﭘﺎدﺷﺎهی ﻛﻪ (ﺧﺪاﻳﺎن) بل و ﻧَﺒﻮ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮواﻳﻴﺶ را دوﺳﺖ دارﻧﺪ (و) ﭘﺎدﺷﺎهی او را ﺑﺎ دلی ﺷﺎد ﻳﺎد می‌ﻛﻨﻨﺪ. آﻧﮕﺎه ﻛﻪ ﺑﺎ آشتی ﺑﻪ در[ون] ﺑﺎﺑﻞ آﻣﺪم،
۲۳) ﺟﺎﻳﮕﺎه ﺳﺮوری (ﺧﻮد) را ﺑﺎ ﺟﺸﻦ و ﺷﺎدﻣﺎنی در ﻛﺎخ ﺷﺎهی ﺑﺮﭘﺎ ﻛﺮدم. ﻣﺮدوک، ﺳﺮور ﺑﺰرگ، ﻗﻠﺐ ﮔﺸﺎده ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺑﺎﺑﻞ را دوﺳﺖ دارد، [ﻫﻤﭽﻮن ﺳﺮﻧﻮ]ﺷﺘﻢ ﺑﻪ ﻣﻦ [ﺑﺨﺸﻴﺪ] (و) ﻣﻦ ﻫﺮ روز ﺗﺮﺳﻨﺪه در پی ﻧﻴﺎﻳﺶ او ﺑﻮدم.
۲۴) ﺳﭙﺎﻫﻴﺎن ﮔﺴﺘﺮده‌ام ﺑﺎ آراﻣﺶ درون ﺑﺎﺑﻞ ﮔﺎم ﺑﺮمی داﺷﺘﻨﺪ. ﻧﮕﺬاﺷﺘﻢ ﻛﺴﻲ در همه [ﺳﻮﻣﺮ] و اَﻛﺪ ﻫﺮاس آﻓﺮﻳﻦ ﺑﺎﺷﺪ.
۲۵) در پی امنیت ┐ ﺷﻬﺮِ ┌ ﺑﺎﺑﻞ و همه ﺟﺎﻳﮕﺎه‌ﻫﺎی ﻣﻘﺪﺳﺶ ﺑﻮدم. ﺑﺮای ﻣﺮدم ﺑﺎﺑﻞ…………………. ﻛﻪ ﺑﺮ ﺧﻼف ﺧﻮا[ﺳﺖ ﺧﺪاﻳﺎن] ﻳﻮغی ﺑﺮ آﻧﺎن ﻧﻬﺎده ﺑﻮد ﻛﻪ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ‌ﺷﺎن ﻧﺒﻮد،
۲۶) خستگی‌ﻫﺎﻳﺸﺎن را ﺗﺴﻜﻴﻦ دادم (و) از ﺑﻨﺪﻫﺎ(؟) رﻫﺎﻳﺸﺎن ﻛﺮدم. ﻣﺮدوک، ﺳﺮور ﺑﺰرگ، از رﻓﺘﺎر [ﻧﻴﻚ ﻣﻦ] ﺷﺎدﻣﺎن ﮔﺸﺖ) و
۲۷) ﺑﻪ ﻣﻦ ﻛﻮرش، ﺷﺎهی ﻛﻪ از او ﻣﻲ ﺗﺮﺳﺪ و ﻛﻤﺒﻮﺟﻴﻪ ﭘﺴﺮ تنی [ام و ﺑﻪ] همه ﺳﭙﺎﻫﻴﺎﻧﻢ،
۲۸) ﺑﺮکتی ﻧﻴﻜﻮ ارزانی داﺷﺖ. ﺑﮕﺬار ﻣﺎ ﺑﺎ ﺷﺎدی در ﺑﺮاﺑﺮش ﺑﺎﺷﻴﻢ، در آراﻣﺶ. ﺑﻪ [ﻓﺮﻣﺎن] واﻻﻳﺶ، همه ﺷﺎﻫﺎنی ﻛﻪ ﺑﺮ ﺗﺨﺖ ﻧﺸﺴﺘﻪ‌اﻧﺪ،
۲۹) از ﻫﺮ ﮔﻮشه (ﺟﻬﺎن)، از درﻳﺎی ﺑﺎﻻ ﺗﺎ درﻳﺎی ﭘﺎﻳﻴﻦ، آﻧﺎﻧﻜﻪ در ﺳﺮزﻣﻴﻦ‌ﻫﺎی دور دﺳﺖ ﻣﻲ زﻳﻨﺪ،(و) همه ﺷﺎﻫﺎن ﺳﺮزﻣﻴﻦ اَﻣﻮرو ﻛﻪ در ﭼﺎدرﻫﺎ زﻧﺪگی می‌ﻛﻨﻨﺪ، همه آﻧﺎن،
۳۰) ﺑﺎج ﺳﻨﮕﻴﻨﺸﺎن را ﺑﻪ ﺷﻮاَﻧّﻪ (ﺑﺎﺑﻞ) آوردﻧﺪ و ﺑﺮ ﭘﺎﻫﺎﻳﻢ ﺑﻮﺳﻪ زدﻧﺪ. از [ﺷﻮاَﻧّﻪ=ﺑﺎﺑﻞ] ﺗﺎ ﺷﻬﺮ آﺷﻮر و ﺷﻮش،
۳۱) اَﻛﺪ، ﺳﺮزﻣﻴﻦ اﺷﻨﻮﻧﻪ، زمپن، ﺷﻬﺮ ﻣﺘﻮرﻧﻮ، در، ﺗﺎ ﻣﺮز ﮔﻮتی، ﺟﺎ[ﻳﮕﺎه ﻫﺎی ﻣﻘﺪس آﻧﺴﻮ]ی دﺟﻠﻪ ﻛﻪ از دﻳﺮﺑﺎز ﻣﺤﺮاب‌ﻫﺎﻳﺸﺎن وﻳﺮان ﺷﺪه ﺑﻮد،
۳۲) ﺧﺪاﻳﺎنی را ﻛﻪ درون آﻧﻬﺎ ﺳﺎﻛﻦ ﺑﻮدﻧﺪ، ﺑﻪ ﺟﺎﻳﮕﺎه ﻫﺎﻳﺸﺎن ﺑﺎزﮔﺮداﻧﺪم و (آﻧﺎن را) در ﺟﺎﻳﮕﺎه اﺑﺪی ﺧﻮدﺷﺎن ﻧﻬﺎدم. همه ﻣﺮدﻣﺎنِ آﻧﺎن (=آن ﺧﺪاﻳﺎن) را ﮔﺮد آوردم و ﺑﻪ ﺳﻜﻮﻧﺘﮕﺎه‌ﻫﺎﻳﺸﺎن ﺑﺎزﮔﺮداﻧﺪم و
۳۳) ﺧﺪاﻳﺎنِ ﺳﺮزﻣﻴﻦ ﺳﻮﻣﺮ و اَﻛﺪ را ﻛﻪ ﻧﺒﻮﻧﺌﻴﺪ – در ﻣﻴﺎن ﺧﺸﻢ ﺳﺮور ﺧﺪاﻳﺎن – ﺑﻪ ﺷﻮاَﻧّﻪ(=ﺑﺎﺑﻞ) آورده ﺑﻮد، ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎن ﻣﺮدوک، ﺳﺮور ﺑﺰرگ، ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺖ
۳۴) ﺑﻪ ﺟﺎﻳﮕﺎﻫﺸﺎن ﺑﺎزﮔﺮداﻧﺪم، ﺟﺎﻳﮕﺎهی ﻛﻪ دﻟﺸﺎدﺷﺎن می ﺳﺎزد. ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎ ﺧﺪاﻳﺎنی ﻛﻪ ﺑﻪ درون ﻧﻴﺎﻳﺸﮕﺎه‌ﻫﺎﻳﺸﺎن ﺑﺎزﮔﺮداﻧﺪم،
۳۵) هر روز در ﺑﺮاﺑﺮ ﺑِﻞ و ﻧَﺒﻮ، روزﮔﺎری دراز (=ﻋﻤﺮی ﻃﻮﻻﻧﻲ) ﺑﺮاﻳﻢ ﺧﻮاﺳﺘﺎر ﺷﻮﻧﺪ (و) ﻛﺎرﻫﺎی ﻧﻴﻜﻢ را ﻳﺎدآور ﺷﻮﻧﺪ و ﺑﻪ ﻣﺮدوک، ﺳﺮورم ﭼﻨﻴﻦ ﺑﮕﻮﻳﻨﺪ ﻛﻪ “ﻛﻮرش، ﺷﺎهی ﻛﻪ از ﺗﻮ می‌ﺗﺮﺳﺪ و ﻛﻤﺒﻮجیه ﭘﺴﺮش
۳۶)… ﺑﮕﺬار آﻧﺎن ﺳﻬﻤﻴﻪ رﺳﺎنِ ﻧﻴﺎﻳﺸﮕﺎه‌ﻫﺎﻳﻤﺎن ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺗﺎ روزﮔﺎران دراز (؟)…و ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﻣﺮدﻣﺎن ﺑﺎﺑﻞ [ﺷﺎهی] ┐او را┌ ﺑﺴﺘﺎﻳﻨﺪ ”. ﻣﻦ همه ﺳﺮزﻣﻴﻦ‌ﻫﺎ را در ﺻﻠﺢ ﻗﺮار دادم.
۳۷)…………………. [غا]ز، دو ﻣﺮﻏﺎﺑﻲ، ده ﻛﺒﻮﺗﺮ، ﺑﻴﺸﺘﺮ از [ﭘﻴﺸﻜﺸﻲ ﭘﻴﺸﻴﻦِ] ﻏﺎز و ﻣﺮﻏﺎﺑﻲ و ﻛﺒﻮﺗﺮی ﻛﻪ…….
۳۸)… [روزا]ﻧﻪ اﻓﺰودم………………. در پی اﺳﺘﻮار ﻛﺮدن ﺑﺎروی دﻳﻮار اﻳﻤﮕﻮر -اﻧﻠﻴﻞ، دﻳﻮار ﺑﺰرگ ﺑﺎﺑﻞ ﺑﺮآﻣﺪم
۳۹)… دﻳﻮاری از آﺟﺮ ﭘﺨﺘﻪ، ﺑﺮ ﻛﻨﺎره ﺧﻨﺪقی ﻛﻪ ﺷﺎه ﭘﻴﺸﻴﻦ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮد، ولی ﺳﺎﺧﺘﺶ را ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺎن [ﻧﺒﺮده ﺑﻮد]… ﻛﺎر آن را [ﻣﻦ… ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺎن ﺑﺮدم.]
۴۰)… [ﻛﻪ ﺷﻬﺮ را از ﺑﻴﺮون در ﺑﺮ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮد]، ﻛﻪ ﻫﻴﭻ ﺷﺎﻫﻲ ﭘﻴﺶ از ﻣﻦ (ﺑﺎ) ﻛﺎرﮔﺮانِ ﺑﻪ ﺑﻴﮕﺎری [ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪه ﺳﺮزﻣﻴﻨﺶ در] ﺷﻮاَﻧّﻪ (=ﺑﺎﺑﻞ) ﻧﺴﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮد.
۴۱)… (آن را) [ﺑﺎ ﻗﻴﺮ] و آﺟﺮ ﭘﺨﺘﻪ از ﻧﻮ ﺑﺮﭘﺎ ﻛﺮدم و [ﺳﺎﺧﺘﺶ را ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺎن رﺳﺎﻧﺪم ].
۴۲)… [دروازه ﻫﺎی ﺑﺰرگ از ﭼﻮب ﺳﺪر] ﺑﺎ روﻛﺶ ﻣﻔﺮﻏﻴﻦ. ﻣﻦ همه آن درﻫﺎ را ﺑﺎ آﺳﺘﺎﻧﻪ [ﻫﺎ و ﻗﻄﻌﺎت ﻣﺴﻲ] ﻛﺎرﮔﺬاردم.
۴۳)… [… ﻛﺘﻴﺒﻪ ای از] آﺷﻮرﺑﺎﻧﻴﭙﺎل، ﺷﺎهی ﭘﻴﺶ از ﻣﻦ، [(روی آن) ﻧﻮ]ﺷﺘﻪ ﺷﺪه ﺑﻮد، [درون آن دﻳﺪ]م.
۴۴) […………] او… ﻣﺮدوک، ﺳﺮور ﺑﺰرگ، آﻓﺮﻳﻨﻨﺪه(؟)[…………………………………………………..]
۴۵) […………………………………..]… ﻣﻦ… ﻫﻤﭽﻮن ﻫﺪﻳﻪ‌ای [ﭘﻴﺸﻜﺶ ﻛﺮدم]……. [(ﺑﺮای) ﺧﺸﻨﻮدی‌ات ﺗﺎ ﺑﻪ ﺟﺎ]ودان.

منبع: ویکی نبشته

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در 28 اکتبر 2011 در فرهنگی, اجتماعی

 

برچسب‌ها: , , , , , ,